الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
22
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
اى آقايم غيبت تو خواب از چشمم ربوده و آرامگاهم را تنك كرده و آسايش دل را برده ، اى آقايم غيبتت سوگواريم را بفجائع ابدى پيوسته و يكى را پس از ديگرى ناپديد كرده و جمع و شماره دوستان را نابود نموده ، من ديگر اشكى كه از چشمم روان است و ناله اى كه از گرفتاريهاى اندوهم و بليات گذشته از سينهام سر ميكشد احساس نميكنم جز همانى كه در برابر ديدهام مجسم است و از همه گرفتاريها بزرگتر و جانگدازتر و سختتر و ناآشناتر است و حوادثش با خشم تو در آميخته و وارداتش با سخط تو عجين است . سدير گويد : چون امام صادق را در اين حال ديديم از اين مشكل هولناك و پديده وحشتناك عقل از سر ما پريد و دل ما پاره شد و گمان برديم از آسيب كوبنده اى در سوز و گداز است و مصيبتى از روزگار وارد شده است عرضكرديم يا ابن خير الورى خدا ديده ات را نگرياند ، از چه پيشامدى اشكت روانست و ديده ات گريانست ؟ چه وضعى پديد شده است كه شايسته اين سوگواريست ؟ امام صادق يك آهى كشيد كه درونش بر آمد و پريشانيش افزوده گشت و فرمود : واى بر شما بامداد امروز در كتاب جفر نگريستم ( اين كتابيست كه علم گرفتاريها و مرگ و ميرها و اطلاع بر آنچه بوده و تا قيامت خواهد بود در آن مندرج است ، همان كتابيست كه خدا محمد و امتان پس از ويرا بدان اختصاص داده ، در باره تولد غائب از ما و غيبت او و دير كرد و طول عمر و گرفتارى مؤمنان در آن زمان و شكوكى كه از طول غيبت در دلشان پديد آيد و بيشترشان از دين برگردند